مطهر بن محمد جمالى يزدى
28
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )
يوز يوز جانورى بيدار باشد ، تا بدان حد كه اگر جايى شكار كرده باشد و بعد از آن به عمرى باز آنجا رسد باز داند و طلب شكار كند . « 2 » ( و يوز در ميان ددان همچون استر است در ميان بهيمهء انسى ، و يوز از مادر شير باشد و از پدر پلنگ ، و در حال گشتن كردن ايشان اگر شير نر بداند هر دو را بكشد ، و يا مادر پلنگ باشد و پدر شير . اگر سفال خرما بسايند و بر گوشت پراگنند و به يوز دهند تا بخورد بميرد . و درو خاصيتهاست . ) [ گوشت ] : اگر كسى گوشت يوز بخورد لقوه ببرد و قولنج بگشايد . پيه : اگر پيه او در نقرس مالند سود دارد ، و همچنين اگر گوشت او به سركه پزند و بخورند . خون : اگر كسى خون يوز به سايه خشك كند و با شكر اسفيد بسايد كسى را كه طعام ناگوار بود بخورد سود دارد . دندان : اگر كسى دندان او با خود دارد همهء گزندگان از او بگريزند . بول : اگر زنى بول يوز [ a 318 ] بر دارد هرگز آبستن نشود . مغز : اگر مغز او به خورد كسى دهند ديوانه شود ، و اللّه اعلم . اسپ اسپ چهارپايى بود با كبر و كشّى ، و بدان مىماند كه به خود خرم است ، و هيچ چهارپاى از وى سرورتر و رعناتر نيست . / 32 / و نيروى او تا بدان حدّست كه روز مصاف مرد و سلاح و ساخت و برگستوان و غيره پانصد من بار او باشد و به تك « 1 » دود ، و هيچ جانورى را طاقت اين نباشد . پس دانسته شد كه هيچ چهارپاى از او سرورتر نيست . اگر كسى را اسپى حرون و نافرمان بود پياز موش در دندان او مالند نرم و خاموش شود .
--> ( 2 ) . از اينجا تا 5 سطر بعد مأخوذ از نسخهء پاريس 140 است . ( 1 ) . م : به مرد و سلاح و بيمه ( ؟ ) و جوشن پانصد رطل .